تبلیغات
بهار1990 - دل نوشته 1
درباره وبلاگ

سلام
اسم من بهار هست. میخوام هر چی كه به نظرم قشنگ اومد رو توی وبلاگم بذارم.
راستی اگر خواستید تبادل لینك كنید من رو با نام بهار1990 لینك كنید و بگید تا لینكتون كنم.

مدیر وبلاگ : بهار 1990
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

 


♫PlaySong♫
بهار1990
تا وقتی كه زنده ای زندگی كن
پنجشنبه 25 تیر 1394 :: نویسنده : بهار 1990       
سلام
این اولین مطلب به عنوان دل نوشته هست که توی این وبلاگم میذارم.
شاید از این به بعد دل نوشته هام رو اینجا بنویسم،شاید هم نه...

دیشب خانواده همسرم افطار دعوت بودن خونه ما.برای افطار تمام سعیم رو کردم که همه چیز خوب بشه، همسرم هم خیلی کمک کرد.
شب قبلش تا حدود 3 بیدار بود و کمک من میکرد، هر چی که گفتم رو بدون کوچکترین سوالی خرید،خیلی خوب همکاری کرد.
روز مهمونی صبح با اینکه واقعا خسته بودم بیدار شدم و شروع به کار کردم(شب قبلش تا حدود 4 خوابم نبرده بود با این حال حدود 8:30 بیدار شدم).تا ظهر که همسری بیاد غداها اماده شده بودن،فقط مونده بود کارهای تزیینی.
قرار بود خانواده برادر شوهر بزرگ ترم دیرتر بیان،منم با توجه به این موضوع جوری برنامه ریزی کرده بودم که غذا برای اون موقع اماده بشه اما اونا زود اومدن و همه چیز به هم ریخت.خیلی ناراحت بودم، حس میکردم حسابی ضایع شدم.واقعا دلم میخواست گریه کنم اما گفتم الان محکم باش،شب کنار همسرت میشینی و یه دل سیر گریه می کنی.
هر جوری بود بالاخره مهمونی تموم شد.وقتی مهمون ها رفتن همسرم اومد کنارم نشست، ازم تشکر کرد بابت مهمونی و گفت که اصلا مهم نیست غذا دیر شده،اون از همه چیز راضی بوده.بعدش هم درباره موضوع پولی که ذهن من رو درگیر کرده بود توضیح داد و گفت که واقعا لازم بوده اون پول رو قرض بده.
روز بعد وقتی میخواست بره سرکار ازم خواست که دست به ظرف ها نزنم و فقط استراحت کنم.زمانی که اومد خونه یه دسته گل خوشگل برام خریده بود، ظرف ها رو هم با هم شستیم با کلی خنده و شوخی.....
الان همسرم خوابیده و من کنارش نشستم و دارم این مطلب رو تایپ می کنم.
شاید یه روز هسمرم بیاد و این پست رو بخونه،شاید هم هیچ وقت...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 27 تیر 1394 02:40
سلام.جالبه ک هنوز وبلاگ میای.منو یادته؟
جمعه 26 تیر 1394 10:56
خوشحال میشم با هم تبادل داشته باشیم
با تبادل لینک بازدید هر دوتامون بالا میره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.